زخونابت شدم پر


نبسته چشمهای خسته ام رامن از شیرینی خوابت شدم پر
به لبخند ملیحت از رضایت من از احساس بی تابت شدم پر
شب یلدای سرد سرنوشتم تو درهم قلعه ی یاسم شکستی
به یاس وظلمتم غالب شدم تا من از شولای مهتابت شدم پر
هوای ساحل چشم قشنگ توازبیم وامیدم گفت با من
دوباره لنگر ازسنگرگرفتم چنان قایق زخیزابت شدم پر
تونوروزم شدی روحم دمیدی من ازتو تازگی را ارث بردم
شکستم پیله تاپرواز رفتم اگرچه قالب و قابت شدم پر
دوباره آیه احساس رستن مراالهام بیداری شد ازتو
رسیدم تا
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها