طریقه شستن چشم باگیاه تشنه داری


کار در ارتفاع.کاردرارتفاع در کرج.کار درارتفاع درکرج کاردر ارتفاع در کرج.نماشویی در کرج شست وشوی نما در کرج نماکاری در کرج نصب سنگ نما در کرج سنگکاری در کرج سنگ کاری در کرج شستن شیشه در کرج شستن کامپوزیت در کرج شستن اجر در کرج رزینکاری در کرج نقاشی در کرج واترجت در کرج راپل کار در کرج در البرز  ترمیم سنگ نما در کرج محکم سازی نما در کرج  ارتفاع کار در کرج  رنگ امیزی نما در کرج 
برای افزایش طول عمر فرش های سجاده ای بهتر است نکات ذیل رعایت شود.
1-بهتر است شستن رول های سجاده فرش ها در صورت ممکن به شرکت های معتبر واگذار گردد.
2-در صورتی که شستن توسط خودتان انجام می شود. بهتر است ابتدا با جارو کردن و تکان دادن سجاده فرش ها سطح آن را از هر گونه گرد و غبار تمیز نمایید.
3- در هنگام جابجایی برای شستن و خشک کردن سجاده فرش های بهتر است که آنها را به صورت رول شده در آوردید .
4-از رو شویی فرش سجاده ای با شامپو فرش خود داري کنید. چرا که این
#علمشستن دست ها !بیماری های عفونی گوارشی مثل میکروب سالمونلا ، شیگلا ، هپاتیت  A ، ژیاردیا ، اسهال آمیبی و ... . از آنجا که این بیماری ها از طریق واردشدن ذرات بسیار ریز وجود در مدفوع به دهان منتقل می شوند، شستن صحیح دست ها (خصوصا بعد از توالت) نقش بسیار مهمی را در پیشگیری از آنها ایفا می کند.در منزل، هر یک از اعضای خانواده، باید یک حوله مخصوص به خود داشته باشد تا اگر بیماری داشتند، آن را به دیگران منتقل نکنند. در میهمانی هم بهتر است، دست خود را بعد
یه سری اشتباها هست که من به شخصه تو خوابگاه انجام دادم و نمی خوام این دفه تکرار کنم:
- اگه نمی خواین کسی کاری رو برای بار دوم انجام بده، خوب دفه اول زورکی اصرار نکنین. اگه نمی خوای کسی به وسایلت دست بزنه، خوب دفه اول الکی تعارف نکن. 
- مرزها رو همیشه رعایت کن، اصلا چه معنی داره به مردم زیاد رو بدی که فک کنن چه خبره، والله.
- یه برنامه داشته باش، که به همه کارات برسی، لباس شستن، ظرف شستن، درس خوندن، بیرون رفتن و گشت و گذار، ورزش، غذا پختن(کارشناسی خ
در روز آخر که روز بزرگ عید بود، عیسی ایستاد و به بانگ بلند ندا در داد: «هر که تشنه است، نزد من آید و بنوشد. هر که به من ایمان آوَرَد، همان‌گونه که کتاب می‌گوید، از بطن او نهرهای آب زنده روان خواهد شد.» این سخن را دربارۀ روح گفت، که آنان که به او ایمان بیاورند، آن را خواهند یافت....یوحنا 7:37-39 
سجده ی آخر نمازم بود.ذکر رو که زیر لب میگفتم قلبم یجوریش شد...حس کردم  چقدر تشنه م.سجده رو طولانی تر کردم...چقدر تشنه م بود...چشمام رو بستم...عظمتش جلو چشمام بود...ذکر رو تموم کردم...سر از سجده برداشتم...سلام نماز رو دادم...چقدر تشنه م بود...
چقدر تشنه م...تشنه ی خدا...تشنه ی خدایی شدن...چقدر دلم برای خدا و لحظه های خدایی تنگ شده.
دارم فکر میکنم اصلا چطور شد من انقدر دور شدم ازش؟که نماز رو میخونم و باز به آرامش نمیرسم.
که حواسم جمع عبادت نیست؟!
کوتاهی من چی ب
ظرف ها را شستم و لباس ها را از ماشین بیرون آوردم... یادم اومد چند سال پیش خاطرم نیست ترم چند بودم اما ۲۵ واحد برداشته بودم و خیلیییی بهم سخت گذشت با بچه و خانه داري درس خوندن اونم در این حد خیلی سخت بود موقع امتحانای پایان ترم به دوستم گفتم :میدونی سمیه دلم برای مرتب کردن اتاقامون برای لباس شستن برای غذا پختن تنگ شده خیلییی زیاد ،حتی برای آواز خوندن موقع شستن ظرف ها......حالا روزها و شب های زیادی از اون تلاش ها و شب بیداري ها و به موقع تموم نکردن در

بدور این حرم تشنه آب می چرخد
نسیم العطش هر سراب می چرخد
 
کبوترانه بدورش دل هزاران رود
ورای دغدغه ی شهر خواب می چرخد
 
به رفع تشنگی نخلهای این تاریخ
بدور خستگی بو تراب می چرخد
 
چهل غروب از آن تازیانه ها رفته است
هنوز در سر من این عذاب می چرخد
 
چهل غروب نه چهل سال نه چهارده قرن
بدور این حرم تشنه آب می چرخد
 
هنوز ساقی لب تشنه در برابر توست
هنوز بر سر نی آفتاب می چرخد
باورم نمیشه آخر همین ماه قراره بریم مشهد.مثل رویاس.وای خدا امام رضا ....با مامان روابط مون مسالمت آمیز شده.یه برنامه نوشتیم برای کارایی که میتونیم تو این تابستون انجام بدیم و وقتمون رو به بطالت نگذرونیم.و خوب هم داريم پیش میریم و امید به زندگی دوباره در من بیدار شده و وظیفه ی من الان اینه که این امید رو تقویت کنم و به مراحل بهتر و بالاتر برسم.منظورم ورزش و رسیدگی به سلامت توی زندگیمه.و همینطور شروع دوباره کتابخوانی عزیزم.اتفاقا کتاب هم برای خو
شستن سر با گل خطمی
امروز چند تا کار ریز انجام دادم که خیلی بهم حال داد:
1-این دفعه که از باشگاه برمیگشتم, با یکی از همکلاسیام که ماشین داشت نیومدم, که مدام مجبور نباشم تشکر کنم و خودمو توو صحبت هایی که علاقه ای بهش ندارم دخالت بدم. هر چند که مسیر طولانی تر بود و پیاده روی بیشتری داشت, ولی می ارزید.
2-زنگ زدم به سوپر وایزر و گفتم که برای کلاس های صبح دیگه نمیام. 
3- از اونجایی که مامانم خونه نیست, کلی کار خونه انجام دادم اعم از : شستن دستشویی, گذاشتن یه عالمه ظرف توو ماش
به کسی که تشنه اس نباید خرده گرفت با چی اب میخوره. یک وقتایی با دست و گاهی با لیوان.یا کاسه یا حتی بدون وسیله. مهم رفع عطشه
خیلی ها تشنه حقیقت ناب خدا هستند. هرکی با یک ظرف یا بدون ظرف خودشو سیراب میکنه. سکوت لازمه گاهی.دین و ایمان هرکس اون ظرفه. تو دین و ایمان کسی دخالت نکنیم. چون برحسب سلیقه اش یا استاعتشه
کاش شعری باشم که در وصف آمدنت سروده شده . کاش چشمی باشم که به نور تو روشن گشتهنه،من نه چشمم نه یک شعرناب ،من اشکی هستم که در فراقت سرایز شده.من یک قصه نا تمامم که با تو تمام میشود.من چون خاکی تشنه ام.تشنه باران رحمتت .آقا جان بیا اینجا همه غریب اند،حال مردمان زمین خوب نیس بیا ای درمان دردخاکیان.آقاجان دورشدیم از خودمان وخدایمان وسرگردانیم در بازی که شروع کردیم به نام زندگی.بیا وراه را نشانمان بده ...
اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی... میگن اینجا غریبی و غریبا رو دوست داري... و من اینبار چقدر چقدر حس کردم طعم غریبی رو...تنهایی رو...و عشق... همون سه جوهره ی اصلی ذات آدمها که هی میخوام بیام ازش بنویسم و نمیشه...  مدتهاست که ذوباره حس غریبی دارم؛متشکل از سه عنصر غربت و تنهایی و عشق... دنیا خیلی غریبه.خیلی.خیلی.اما حرم امن تو... چرا اینبار اینجوری شد آقا؟چرا این همه غم و درد و غربت و تنهایی؟ امام همه ی غریب ها... ماهی لب تشنه و لب دریا رسیدن و تش
- نیت برای وضو هم اول باید نیت وضو یعنی قصد وضو گرفتن برای انجام فرمان خدا و تقرب به خدا را داشته باشیم.
۲- شستن صورت: بعد ابتدا با دست راست مقداري آب می ریزیم به بالای صورت و از جایی که مو روییده است را تا انتهای چانه، گردی جلوی صورت را می شوییم.
3- شستن دست راست: بعد با دست چپ آب می ریزیم به بالای آرنج دست راست و باز از بالا به پایین و نه برعکس ، می شوییم تا سر انگشتان.
۴- شستن دست چپ: بعد با دست راست آب می ریزیم به بالای آرنج دست چپ و باز از بالا به پ
من کویرم لب من تشنه ی باران علی ست
این لب تشنه ی پر شور، غزلخوان علی ست
این که گسترده تر از وسعت آفاق شده است
به یقین سفره ی گسترده ی دامان علی ست
منّت نان و نمک نیست سر سفره ی او
پس خوشا آن که در این دنیا مهمان علی ست
آتش اشکی اگر در غزلم شعله ور است
بی گمان قطره ای از درد فراوان علی ست
لحظه ای پرتو حسنش ز تجلی دم زد
که جهان، آینه در آینه حیران علی ست
کعبه یکبار دهان را به سخن وا کرده است
تا بدانیم کلید در این خانه علی ست
از دم صبح ازل نام علی را می
 
چرابه همسرت نمی گویی که تشنه محبت توهستمعلی خسته وکوفته ازسرکارخانه آمدکه خانمش بافریادگفت:چرادیرکردی؟بی شعورواحمق!علی میگوید:توی این هفته که من اذیتت نکردم پس چرادادمیزنی؟تازه دیرهم نکردمشایددراینجاعلت نارحتی خانم دیرآمدن نباشد؛علی بارها وبارهابه همسرش احترام نگذاشته ودرزمان مناسب محبت به اونکرده است.به همین دلیل خانمش ناخواسته دچاراسترس شده وبه جای اعلام ا
برای استفاده از میوه و سبزی باید آن را با روش صحیح شست. میزان سمومی که برای گیاهان استفاده می شود از یک نوع میوه به نوع دیگر و از کشوری به کشور دیگر متفاوت است. به عنوان مثال مصرف یک وعده لوبیا سبز که در کشور آمریکا کشت می شود 200 برابر خطرناک تر از مصرف یک وعده کلم بروکلی در همان کشوراست . در این مقاله راه های طبیعی و بی ضرر زیادی برای شست وشوی گیاهان وجود دارد.شستن سبزیجات با آب سردبه گفته مرکز علمی و محیط در آمریکا سه چهارم یا بیشتر حشره کش ها را
                 
تو میدانی
این کلمات تشنه ی چشمان توست
این احساس
تشنه ی اعتماد توست
میدانی
این مصرع های گره خورده از واژه ها
و این هم آغوشی کلمات
به انتظار نگاه های توست
رقص قلم احساس من 
به تمنای دلبری از نگاه توست
میدانی
قلب من تشنه ی احساس مطمعن توست
و خوب میدانی
که هیچستان به انتظار قلب سرخورده ی مجنون توست
صدایم کن
نعره ی هیچستان در راه گوش مجنون توست
من سکوت را میفهمم
گلایه را هم قورت داده ام
به طوفانی شدن حال آدم ها هم عادت دارم
تو می

دنبال چی میگردم من در آستانه سی و شش سالگی؟ 
حواسم کجاست؟ ذهنم درگیر چیه؟ هدفم چیه که کلاس نویسندگی ثبت نام میکنم و هیچ تشبیهی به ذهنم نمیرسه برای تمرین کلاس، میرم دکتر و بیشتر از یه ماهه که بیوپسیمو پشت گوش انداختم، همش تو اینستاگرام سرگردونم، اکانت توییتر باز میکنم، حمیدو فالوو میکنم و بعد پشیمون میشم! به طاهره میگم امروز دلم میخواست بچه‌ها رو بذارم پایین و با هم بریم بیرون و جوابی نمیشنوم؟! من در آستانه میان سالی به سرگردونی یه دختر شون
تشنه رفتیم و تشنه آمدیم

هرچند که در خساست بعثی ها شکی نداشتیم، ولی برایمان مشکل بود که بپذیریم در آخرین روز نیز ازدست های آنان آبی بچکد.
آن روز این حسرت به دلمان ماند که در روز آخر اسارت، یک شکم سیر آب بنوشیم. یکی از آزادگان تعبیر خوبی از تشنگی کرد. او گفت: ما تشنه اسیر و به اردوگاه ها برده شدیم و تشنه هم به وطن اسلامی برگشتیم.    
راوی: آزاده سیدجلال حسینی-سجاد
تشنه ام. کویر زندگی بر من سخت گرفته است. به من بگو کسی هست که کویر بر او راحت گرفته باشد؟ ای کویر مرامت چیست؟ هم صحبتم باش. تنهایم. تو هم تنهایی؟
-من تنهای تاریخم ای جوان خام. چند سال است که تنهایی کشیدی که زمین و زمان را به هم بافته ای؟ سکوت کن!
از من چه می خواهی؟ چند سالی است که من رادر قلب خود گرفته ای و رهایم نمی کنی. خسته ام. پاهایم درد می کنند. تشنه ام. نایی ندارم. بگو که از من چه می خواهی؟
-من از تو چه می خواهم؟ تو به سراغ من آمدی. بهشت برین را لای
تشنه رفتیم و تشنه آمدیم

هرچند که در خساست بعثی ها شکی نداشتیم، ولی برایمان مشکل بود که بپذیریم در آخرین روز نیز ازدست های آنان آبی بچکد.
آن روز این حسرت به دلمان ماند که در روز آخر اسارت، یک شکم سیر آب بنوشیم. یکی از آزادگان تعبیر خوبی از تشنگی کرد. او گفت: ما تشنه اسیر و به اردوگاه ها برده شدیم و تشنه هم به وطن اسلامی برگشتیم.    
راوی: آزاده سیدجلال حسینی-سجاد
مشکلهه ما ایه ه وقتی تشنه میشیم میریم چای در می کنیم و میخوریم
اگر خیلی تشنه بودیم دواستکان چای می خوریم، حتی اگرهوا گرم باشد اول یک لیوان چای یمخوریم و بعد آب
یه کم که حالمون بهتر باشه یه لیوان شربت با همین پودر های رنگی و مصنوعی درست می کنیم نصفش هم شکر می ریزیم
دیگه چ قد با کلاس باشیم میوه بخوریم شایدم بستنی ولی اگر بعد از یکی از موارد بالا باز تشنه شدیم دومین انتخابمون بقیه گزینه هاست.................
وقتی خیلی دلتنگیم یادمون نیست که دل تنگ چی هست
تشنه ام تشنه ی تسنیم توم 
همه گویند که تو رفتی اما باز تصدیق حرفای توم
تک درختم که لبم خشکیده از خشک سالی 
ای چشمه تو برو منتظر یوسفمم تا که نیاید بر لبم خشک سالیست
چشمه خندان ولی تلخ به من گفت که چه صاف و ساده ای
اونکه رفت برگشتش محاله این را خوب میدانی
تو منتظر میزابی و من چشمه ی پر آبم
گفتم که تو ظاهر چشمه ای اما همان سرابی
من برای میزاب شیرینم جوی در دل کوه کنده ام
تا که گر آید بداند که به عشقش کوه کنده ام
گفت گر بخواهی جرعه ای از آب دهانم دهمت
اگه تناسخ واقعیت داشته باشه و روح من پیشتر متعلق به اجساد دیگه ای بوده باشه... بی شک یکی از اونها یه دختر کولی بوده... یه دختر کولی سرکش و بی پروا که دنبال راههای جدیده برای بودن... تشنه ی مبارزه است... مبارزه با وضع موجود... دختر کولی ای که تشنه ی حقیقته.... و هیچ چیز مانعش نمی شه که از جستجو دست برداره... اون فقط نیاز داره که یه منبع حقیقت پیدا کنه... اونوقته که تا ابد میشنه پاش و دست از سرکشی بر میداره... میشینه پای مرادش و هی می نوشه از چشمه ی حقیقت... کاش
@toranj_banoo
#نصرت_رحمانی در جیب من چاقو تنها دسته ی خودش را می برد !□■□■□ در انزوای بسترش آرام_در گور جیب من _خود را به دست خواب سپرده است چاقو.شاید که مرده است لب تشنه سر به چاک گریبان ،و سرد لب؛چاقو .□با یاد آنچه رفته و بر جاست در غرق آب ذهن در هم و مخدوش چاقو !□شاید که مرده است .یا در عمیق خواب تصویر خون منعقدی را بر تیزی برنده ی تیغشترسیم می کند چاقو !□چاقو شاید که فکر می کنددر انزوای بستر مغموممرده است .یا در بطالت عبثی موهومدیریست زندگی او را

یواش یواش وسایل خونه رو میخام جمع و جور کنم 
10 شهریور موعد اسباب کشیه 
و من دست تنها و کسی نیس ک کمکم کنه 
خونوادم از سر لج ک با شوهر میونه ندارن نمیان 
خونواده شوهرمم چون من موقع اسباب کشی خواهر شوهر نرفتم کمکشون نمیان 
البته ازشون کمکم نمیخاما 
هم اینکه دور و برم دیده نشن برام کمک کردن 
دیروز با شوهر فرشای پذیرایی رو شستیم ینی 3 ساعت درست وخت برد منکه فرش شستن بلد نیستم و هم اینکه زورشو ندارم 
اما شوهری با جان و دل تمیز شست 
بعدش رفت خونه من
شاید تشنه عشق بودی که از روی عادت مرا عاشق خودت کردی...
آخر آدم عاشق قواعد بازی را می داند...
در عشق کسی را جایگزین کس دیگری نمی کنند...
در عشق سیاست و حساب و کتاب کردن ممنوع است...
در عشق روی حرف هایشان می مانند...
در عشق نشد نداريم...
عشق دو انسان می خواهد که عشق را بفهمند...
اما دریغ که این دو تا انسان پیدا نمی شوند!!!
اگر هم پیدا شوند کنار یکدیگر قرار نمی گیرند...
وگرنه عشق چیز سختی نیست که هیچ جا پیدا نمی شود...
البته پدر و مادرهایمان هم کم تقصیر ندارند..
امام جواد(ع) - شهادتقاتلت آشناست واویلا همسرت بی وفاست واویلا بدنت تیر می کشد، یعنیمرگ بهرت شفاست واویلا خنده ی ام فضل ملعونهحاصل گریه هاست واویلا مثل زهرا به خاک افتادیدر دلت غم به پاست واویلا آن کنیزی که می کند خنده چه قدر بی حیاست واویلا فاطمه آمده به بالینتحال وقت عزاست واویلا این شب آخری به یاد حسین حجره ات کربلاست واویلا تشنه ی آب هستی ای مولااین اشاره به جاست واویلا تشنه ای که جدا شده سر او گل خیرالنساست واویلا روی خاک است با تنی عریان
تصفیه آب با استفاده از کوزه سفالیبا توجه به اینکه با سند معتبر از جانب پروردگار تبارک و تعالی در قرآن کریم، فرمایشات ائمه معصومین علیهم السلام و نظر حکمای عالیقدر بهترین آب را برای نوشیدن آب باران عنوان کرده اند و از طرفی به دلیل وجود آلودگی های زیست محیطی و اینکه در اختیار داشتن این آب در هر زمان و هر مکان امکانپذیر نمی باشد. لذا دانشندان اسلامی به این فکر افتادند که چاره ای بیندیشند تا بتوانند در هر زمان و هر مکان به چنین آبی دسترسی داشته ب
سلام بر قدرت ایمانسلام بر ملت ایرانسلام بر سبز و بر سبز ترسلام بر کوچه ی برترسلام بر آن ، سلام بر اینسلام بر مادری غمگینسلام بر این ، سلام بر آنسلام بر مادری نالانسلام بر سبز و بر نیلیسلام بر صورت و سیلیسلام بر باد و بر بارانسلام بر مادری گریانسلام بر آسمان و کوهسلام بر مادری چون کوهسلام بر دار و بر قالیسلام بر سفره ی خالیسلام بر حضرت دادارسلام بر آنکه شد بر دارسلام بر گشنه و تشنهسلام بر کُشته ی دشنهسلام بر لقمه های پاکسلام بر سینه ی پُر چاکس
بابایی؟!
لحاف من صورتی بود ، چرا سفید شده ؟؟ !!
بالشم مثل پنبه بود ، چرا مثل سنگ شده ؟؟ !!!
بابا ؟!
تو که میدونستی از تاریکی میترسم .. چرا لامپو روشن نکردی ؟
مگه داره بارون میاد .. !!!؟؟ چرا همه جا بوی خاک میده ؟؟
من که دیروز حموم بودم ... چرا منو شستن ؟ !
 
مگه وقتی زنده بودم ارزشمو فهمیدید ؟؟
این چند روز که توی خانه تنها بودم، تجربه ی جدیدی بود. مستقل بودن هنوز مثل قبل برایم جذاب است اما این روزها، این اولین تجربه ی نسبتا طولانی مدت، کمی متفاوت تر گذشت. چیزهایی به چشمم می آمدند که وقت بودنشان گم شده بودند بین روزمرگی ها. مدام فکر می کردم به آدم های تنها. به صبح در را قفل کردن و عصر، تنها کلید را توی تاریکی خانه انداختن. به زنانگی های ناتمام و زن هایی که کسی نیست به چه غذایی دوست داشتنش فکر کنند. کسی نیست که طعم کیک هایشان را بچشد. کسی ن
این چند روز که توی خانه تنها بودم، تجربه ی جدیدی بود. مستقل بودن هنوز مثل همان پنج سال پیش برایم جذاب است اما این روزها، این اولین تجربه ی نسبتا طولانی مدت، کمی متفاوت تر گذشت. چیزهایی به چشمم می آمدند که وقت بودنشان گم شده بودند بین روزمرگی ها. مدام فکر می کردم به آدم های تنها. به صبح در را قفل کردن و عصر، تنها کلید را توی تاریکی خانه انداختن. به زنانگی های ناتمام و زن هایی که کسی نیست به چه غذایی دوست داشتنش فکر کنند. کسی نیست که طعم کیک هایشان
یکشنبه ها موسیقی داري . دیشب دوره بلز و عالی زدی آهنگ چک چک باران. ولی روی فلوت بازیگوشی می کنی و از همه خنده دار تر تقلب موقع نوشتن مشق موسیقی هست. با اون دل کوچولوی قشنکت سریع هم اعتراف می کنی. 
اعتقاد داري بعضی نت ها بیچاره هستن و گناه دارند که دمشون به سمت پایینه  
ضرب پا و همه چی عالی دخمل قشنگم.  عنصر وجودت آب هست و تو حموم حسابی وقت می گذرونی. مستقل شدی و می گی یا من خودم و بشورم ا اگه می خای همش  مربی باشی همش تو رئیس شستن باشی پس من هم موهای
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها