عنوشته زندگی بروفق مرادنبودن


دیروز باز باعث ناراحتی شوشو شدم.... نمیدونم چرااینجوری میشه ولی خیلی ناراحت شدم وبعدکه دیدم نتونستم گارشوانجام دلم یهوریخت...گفنم خدایا دیگه تحمل دوریشوندارم....میترسیدم پیام یازنگ بزنم...صبرکردم...صبح وقتی گفت قهرنیستم وزنگم زد انگار دنیارو بهم دادن...گفت نمیدونم چرا از تو انتظار دارم...برام کارات عادی شده...شرمندش شدم...چقدر بدآدم نتونه برای عزیزش کاری رو بروفق مراد انجام نده وهمش خرابکاری کنه...ببخشم

به نام خدا
 
امروز روز تولد توست
روز میلادت
روزی که هرگز نمیره از یادم
 
 
دوسداشتم تولدت وتبریک بگم وبگم که یادمه ولی شرایط یا مصلحت یا به یادآوردن بعضی حرفا مانع  اینکارمیشه.
چقد سخته سردوراهی عقل واحساس ولو اینکه خوده عقلم گاهی اوقات احساسی میشه.
میدونم که روزگار بروفق مراد شده وهمه چیز اونطور که میخای داره پیش میره ولی خودت باز ناراضی هستی. نمیدونم اسم این پست و تخلیه احساسات بزارم یا تبریک تولد!! ولی بهرحال برات بهترینارو آرزو دارم.
29سا
زندگي رسم خوشایندی است.زندگي بال و پری دارد با وسعت مرگ،پرشی دارد اندازه عشق.زندگي چیزی نیست ، که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود........زندگي "مجذور" آینه است.زندگي گل به "توان" ابدیت،زندگي "ضرب" زمین در ضربان دل ما،زندگي "هندسه" ساده و یکسان نفسهاست.... سهراب سپهری
اول احساس شادمانی کنید حس کنید که همه چیز بروفق مراد است احساس خوب سلامت احساس خوب شادی احساس خوب موفق بودن احساس خوب ثروتمند بودن احساس خوب عشق...
عشق بدهید تا دنیا شما را عشق باران کند...
 
زندگي اتفاق نیست زندگي پاسخ به خواستن های ماست . تمام آنچه با حس خوب برای خود و دیگران میخواهیم برایمان اتفاق خواهد افتاد...
من عاشقم پس زنده ام و زندگي عاشقانه, پاسخ حس خوب من است...
من عاشقم پس هستم...
این یعنی زندگي ...
زندگي با همه وسعت خویشمحفل ساكت غم خوردن نیست!حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست!اضطراب وهوس دیدن و نادیدن نیست!زندگي خوردن و خوابیدن نیست!زندگي جنبش جاری شدن است!زندگي کوشش و راهی شدن استاز تماشاگه آغازحیاتتا به جایی كه خدامی داند.زندگي چون گل سرخی استپر از خار و پر از برگ وپر از عطر لطیفیادمان باشد اگر گل چیدیمعطر و برگ و گل و خارهمه همسایه ی دیواربه دیوار همند.
زندگي باور من و توست
كه آرام آرام
در پس این خفته ی دل
می شود جست
رهی از ماتم تاریكی ها
به سوی قلب های منتظر
تا بدان سو
واژه های پر مهر زیستن را
به سان بوی بهار
شكوفا كرد
و همه شب
در شوق دیدار یار
خاطرات خشكیده ی دل را
به دست باد سپرد
تا تاریكی دلها را
به وسعت یك لبخند
و همچو چشمه ی نور
روشن كرد
و در این سرمنزل عشق
باید خواست
كه اینجا و آنجا
در نسیم نفس دوست
چراغ زندگي را هویدا كرد
و كنار آوای مرغ زندگي
دست هایت را به من بسپار
تا در میان ابر تیره ی دل

عکس؟
عکس است دیگر،جان که ندارد،حرف که نمیتواندبزند،نمیتواندخیلی کارهابکند چون فقط یک عکس است.میگفت:عکست چقدرآرام است.
عکس است دیگر،جان که نداردمجبوراست آرام باشد،مجبوراست که محفوظ به حیاباشد،مجبوراست که باهمه چیزبسازد.
مدت بسیارزیادی است که ملاک خیلی چیزهانیست...ملاک خوب بودن،ملاک اوضاع بروفق مراداست،ملاک همه چیزخوب وخوش است فقط جای شماخالی.اصلادلم میخواهدآن کسی راکه همه ی این تصورات راانداخت گردن یک عکس بی جان،پیداکنمش وبگویم:قربا
دلگیرم از این زندگي این زندگي نیست ...
این مردن محض است
وقتی كه حتی لحظه ای
افسار دنیای خودم
دست خودم نیست
وقتی كه روز و شب هوای  جانم ابریست
وقتی كه می سوزم در آتش،
زیر باران!
 
من سال ها اینجا نشستم
انتظار سبزه دارم،
در این بیابان !
 
هر چه كه باشد خوب می دانم
این زندگي نیست
شاید سر پا ایستادم
اما
افتاده ام حتی من از چشم خدا هم ...
انقدر دیدم ناخوشی از روزگار و مردم اینجا
دیگر ندارم ترس از خشم خدا هم...
 
هر جا كه رفتم
خوردم به بن بست
در آسمان هم سر زد
باید یك روزتصمیم بگیری كسی را بیش از خودت دوست داشته باشی.به چشمانش زُل بزنیو باور كنی زندگي تصادفِ همین قشنگی های ناتمام است!بپذیری، چیزی خوش تر از خنده های دو نفره نیست!یا همین قهرها، كه بعدش یك آشتیِ لذت بخش استباور كنزندگي تمام می شوددر یك شبیادر یك صبحو عمرت به فاصله ی نیم روز زندگي خواهد بود!كسی را بخواههمان كسی كه فكر كردن به او هم خوشحالت می كندمبادا دیر شودوَ لذّتِ دنیایت را زیرِ پاهای زندگي به قتل بِكِشانی ..
 
عمیق ترین درد زندگي مردن نیست.بلكه گذاشتن سدی در برابر رودیست كه از چشمانت جاری است!عمیق ترین درد زندگي مردن نیست.بلكه پنهان كردن قلبی است كه به اسفناك ترین حالت شكسته است!عمیق ترین درد زندگي مردن نیست.بلكه نداشتن شانه های محكمی است كه بتوانی به آن تكیه كنی و از غم زندگي برایش اشك بریزی!عمیق ترین درد زندگي مردن نیست.بلكه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگي است كه مجبوری آخرش را ناتمام به سرانجام برسانی!
 
سلام
الان داشتم به این شعری كه میگه 
زندگي صحنه ی یكتای هنرمندی ماست .....
واقعا همینه خودمونیم كه با هنرمون با فكرمون با تلاشمون زندگي رو میسازیم
زندگي خیلی پیچیده است روز به روزی كه به سن ادما اضافه میشه پیچیدگیش بیشتر میشه 
ی مشكل حل میشه ی مشكل دیگه به اقتضای سنت بهش اضافه میشه واقعا كلافه كننده است
زندگي خیلی سخته ،پر از شادی و غمه 
خدایا دستامو ول نكن ما امیدمون به توئه
 
هر وقت روز بدی را تجربه میكنیدو انگار تمام اتفاق های آن روزتان بر خلاف میل شماستاین را فراموش نكنید كههیچكس به شما وعده نداده است كه زندگي شما بدون مشكل خواهد بودبدون روزهای سخت ، شما هیچوقت قدر روزهای خوب رو نمیدونیدیك نفس عمیق بكشید،و به خود بگوییداین فقط یك روز بد استنه یك زندگي بد.
ساعت :
٩.٤٥ 
مث یه خوابه، حس میكنم تو خواب دارم راه میرم 
هیچ حسی ندارم، یعنی حس میكنم تو خوابم، نمیفهممگیجمدل تنگم خیلی
 
ساعت :٢ چه گل خوشكلی بود ، همه چیز عالی ، لبخند، مهربونی..ولی باورم نمیشه زندگي من انقد باید با بقیه متفاوت باشه، حداقل میذاشتن سوار ماشین شیم بعد...دریغ از یه مباركه ...چه میشه كرد ، زندگي منه دیگه :) بازم خدا رو شكر ، میتونست بد تر از اینا بشه.راضیم به رضای تو
+ من خوشبخت میشم در آینده شك نكن

چرا حالم بهتر نمی شود!
چرا این پشیمونی رخت از زندگي ام بر نمی بندد!چرا این واژه ملعون و نگون بخت"ای كاش" دست از سرم بر نمی دارد...چرا این واژه لجام گسیخته "پشیمانی" خیمه سنگین اش را از سر زندگي تاریكم نمی كند!مگر نه این است كه هر شكستی مقدمه یك پیروزی است!بعد از تو كدام پیروزی !؟ كدام برد!؟ كدام زندگي!؟فكر می كنم تو تنها شكستی هستی كه موخره پیروزی بودی نه مقدمه اش! بهتر بگویم!تو با هجومت تمام پیروزی های زندگي ام را شكست دادی!
كتاب "30 سالگی" كه توسط "سرورهاشمی تهرانی" ترجمه شده است در 8 فصل به موضوعاتی چون "رسیدن به افسردگی سی سالگی"،"تغییرات را ایجاد كنید"،"كسب درآمد"،"زندگي عشق"،"نزدیكترین و عزیزترین" و "فراغت،لذت و تندرستی" پرداخته است.
در مقدمه این كتاب آمده است: ممكن است شما آمادگی پذیرش این حقیقت را نداشته باشید كه دیگر 21 ساله نیستید.سه و صفر درشت در حال نزدیك شدن است و زندگي آن طور كه برای آن برنامه ریزی كرده بودید، پیش نمی رود.شما اكنون فوق موفق نیستید، میلیاردر
سلامی به بلندای غیبتم در وبلاگم
 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وقتی جیبات پر از پوله اما هیچ حسی برای خرید عید نداری...
وقتی درختا همه شکوفه میکنن و جوون میشن...
تو آینه خودتو میبینی که چقققدر پیر شدی.
وقتی همه کمر همت بستن حالتو خوب کنن ، اما بدددتر میزنن حالتو خراب تر میکنن.
وقتی حالت از ترحمهای الکی و زیادی بهم میخوره ....
وقتی نگاهها عذ
وبلاگ ما یه ویترین تمام قد از خوده خود ماست
یعنی اون چیزی كه هستیم رو مشتق میگیریم با انتگرال شخصیتمون رو جمع میزنیم و با فرهنگمون جمع میكنیم و در نهایت ازش جذر میگیریم میشه وبلاگمون
پس باید ها و نباید های وبلاگ ما دقیقا برگرفته از ذهنیت و تفكر و شخصیت و وجنات ماست و از هیچ ائین و عرفی پیروی نمیكنه
پس بدونید كه نسبت به تك تك نوشته هاتون مسئول هستین
شاید یه نوشته از دید ما بی ارزش و در اصطلاح نوشته زرد رو زندگي یك نفر تاثیر مستقیم بذاره و مسیر ز
در این مطلب  5 نکته‌ای ارائه می‌شود که  اساسی هستند . اگر این 5 عمل، به عادت تبدیل شوند، منجر به موفقیت در تمام عرصه‌های زندگي خواهند شد.  مسلماٌ اینها نسخه‌ای آنی نخواهند بود اما اساسی خواهند شد برای یک زندگي مفید و موفق . بقیه در ادامه مطلب...
چند وقتیه كه حال و احوالم درست پیش نمیره همش تو فكر كسیم كه دوسش دارم همش دوس دارم باهاش بحرفم و بدونم حالش چطوره ولی نمیشه ، یه مغازه زدم كه دوریال پول واسه خرج زندگي در بیارم و بگذرونم ولی با خودم عهد كردم به زندگي و مالش نچسبم ، میخوام هرچقدر درمیارم رو اول خرج خودم كنم بعد شروع كنم به سفر... آخه مگه از زندگي كوتاهم میخوام چی ببرم... حداقلش دیدن جهان و مردمشه ...(انقدرم ارزون میدم كه نگو
 فضای بی‌کران/ اخترشناسی یا نجوم، دنیای پر رمز و رازی است که به ظاهر با زندگي روزمره ما ارتباطی ندارد و فقط ذهن های کنجکاو را به خود جلب می کند.  اما زمین و هرچه در این سیاره خرد است، با کیهان عظیم اطراف آن ارتباط دارد. در حالی که جایی آرام نشسته‌اید و این نوشته را می‌خوانید، با سرعتی بیشتر از هواپیمای جت در حال گردش به دور مرکز زمین هستید.  از سوی دیگر، زمین ما را با سرعتی صد برابر تندتر از سرعت صوت، در فضا به دور خورشید می‌گرداند. اما این پ
نوشتن این چیزها كار را خراب می‌كند؟ نمی‌توانم شانه بالا بیندازم كه خب بكند، نه من دوست ندارم چیزی را خراب كنم. من دوست ندارم رفتاری جبرانی داشته باشم. من دوست ندارم با زندگي مثل بیست‌و‌دو ساله‌ها برخورد كنم. نه كه بیست‌ودو سالگی بد باشد، اما من چهل‌وچهار سال زندگي كرده‌ام و چیزهایی از دست داده‌ام تا چیزهایی به دست بیاورم و حالا خیلی دور از انصاف است و یك جور اسراف و بریز و بپاش است اگر آن چه را كه به دست آورده‌ام بی‌مصرف دور بیندازم و ب
زندگي عشقم هستیم ساعت 7 راه افتاد ... از ساعت 6:45 دقیقه بلند شدم به آماده شدن .مانتو حریرمو پوشیدم.شلوار مشكی.كفش پاشنه بلند مشكی .روسری مشكی گذاشتم تو كیفم با لاك قرمز.موهامو سشفار كردم.یه ذوق بی نهایت دارم از دیدنت . مهربون زندگي با تو بهشته ...احتمالا 12 برسه میرم دنبالش ...و یه عالمه خوشی كه منتظرمونه ...
ازنگاه همیشه منتظرم...ازچشمان بارانیم...ازبوسه های نشكفته ام...
 
می نویسم برایت ازترسم...ترس ازبی توماندن وبی تورفتن...
 
بی توگفتن وبی توخواندن...می نویسم برایت ازنغمه های شبانه غم در
 
گنج عزلت تنهایی ام...می نویسم برایت ازمعنای زندگي ازاینكه من زندگي
 
رادركنار توبودن معنامی كنم...زندگي رابرای توسرودن معنامی كنم...
 
من زندگي رادرخروش چشمان نیلگونت معنا می كنم...من زندگي رادر
 
آغوش توبودن معنامی كنم...معنای زندگي معنای بوسه های آتشین عشق
 
اس
معمای سخت و عجیب انیشتن این تست توسط انیشتین طوری طراحی شده که 98% افراد نمیتوانند به آن پاسخ دهند زیرا به منطق بسیار قوی نیاز دارد ، پس شما نیز هوشتان را تست کنید ببینید آیا جزء 2% افراد هوشمند جهان هستید یا خیر !؟ فرضیات : 1-در خیابانی، پنج خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد. 2-در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگي می کند. 3-این پنج صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند، سیگار متفاوت می کشند و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می
 
زندگي ...
چه كلمه دلنشینی!
اما...
چیست این زندگي؟!
سوال خوبیست! زندگي چیست؟!
زندگي همین لحظه ایست كه تو چشمانت را به این صفحه دوخته ای و این متن را میخوانی!
آری! زندگي این است ...
زندگي همان لحظه ایست كه به تمام جهان لبخند میزنی و عكس سلفی میگیری؛ تصمیم با توست كه با این عكس چه كنی! آن را پاك كنی! برای دوستت ارسال كنی و حتی میتوانی یادگاری فقط برای خود خودت نگهش داری!
زندگي همان لحظه ایست كه كنترل تلویزیون را به دست میگیری و تصمیم میگیری كه چه برنامه
ی وقتایی میگفتم یعنی چی طرف میگه ظاهرش شاده ظاهرش زندگي میكنه الان دقیقا ماجرا منم یكی ببینتم حس ی ادم خوشحالو میكنه كه ی زندگي اروم و بی دغدغه داره
انقدر حس بد دارم كه حتی با نوشتن اینجا هم خالی نمیشم 
هر لحظه زندگي شدم ی زنگ خطر برا اینكه دارم از ارزهام از هدفام دور میشم
روحم شده مثل ی ادم قد كوتاه سیاه كه ته ی چاه دراز و تاریك گیر كرده هی تا نصفه میاد بالاو دوباره پرت میشه پایین
خدایا این انصاف نیست به خودت قسم نیست
خطاب به مسولین سیاسی استان سیستان و
بلوچستان
برکسی پوشیده نیست که حاصل جمع فاکتورهایی همانند آبرو – آینده – شخصیت و ... یک شهروند در این سرزمین چیزی جز سرنوشت نیست؛ و حاکم بر این سرنوشت به راحتی دولتمردان (دولتها) می باشند که با تصمیمات خویش قدرت هرگونه تحول  مثبت ومنفی فردی وجمعی را دارند. نگارنده این سطور بدنبال آن نیست که یک مقاله سیاسی و یا نقد و تحلیلی از عملکرد یک سازمان و تشکل دولتی را ارائه دهد، بلکه آنچه در پی می آید سعی گردیده داستا

ای كاش جاده زندگي دو طرفه بود 
میشد برگردی و دوباره از اول شروع كنی
اما شاید یكی از عجایب زندگي همین باشه
حماقتها جبران ناپذیرند
قدمهایی كه بر میداریم برگشت ناپذیرند
پل هایی كه خراب می كنیم دیگه ساخته نمیشن
هیچ چیز عوض نمیشه!
ماهی سیاه كوچولو گفت: "من میخواهم بدانم كه راستی راستی زندگي یعنی اینكه توی یك تكه جا، هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و دیگر هیچ، یا اینكه طور دیگری هم توی دنیا می شود زندگي كرد؟..."
ماهی سیاه كوچولو به خودش می گفت: "مرگ خیلی آسان می تواند الان به سراغ من بیاید اما من باید تا می توانم زندگي كنم نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یك وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم-كه می شوم- مهم نیست، مهم این است كه زندگي یا مرگ من چه اثری در زندگي دیگران داشته باشد..." 
 
هر چه در زندگي بیشتر شاد باشی؛ درهای موفقیت بیشتری به رویت باز می شود. و موهبت های بیشتری نصیبت می شود... فقط خودت مسئول زندگي ات هستی. وقتی فرکانس ذهن خود را بر شادی و امید تنظیم کنی؛ نیرومندترین انرژی کائنات هم قادر نیست آن را از تو پس بگیرد...
 


 
زندگي با همه وسعت خویش، محفل ساكت غم خوردن نیست!
حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست!
اضطراب و هوسِ دیدن و نادیدن نیست!
زندگي خوردن و خوابیدن نیست
زندگي جنبش جاری شدن است!
 زندگي کوشش و راهی شدن است
از تماشاگهِ آغاز ِحیات، تا به جایی كه خدا می داند...
 
"سهراب سپهری"
 

زندگيامون بازتاب عینی تفكراتمونه
افكار غمگین، زندگي غمگین
افكار خسته، زندگي خسته
افكار افسرده، زندگي افسرده!
واسه داشتن زندگي خوب باید افكارمون رو درمان كنیم
بیایین خوشبخت فكر كنیم تا خوشبخت زندگي كنیم، ناخودآگاه ما میتونه به فرمان خودمون باشه اگه خودمون بخواییم :)
#من_خوشبختم
شاید كلِ زندگي همش یه شوخیِ مسخرس كه هر اتفاقی توش افتاد باید بخندی بهش رد شی ...
شاید واقعا اصن نباید چیزی و جدی گرفت 
جدی بگیری زندگي و باختی ! 
زندگي مثه یه آدم زرنگی میمونه كه تو شوخی تیكه هاشو بهت میندازه ! توام زرنگ باش همونجوری شوخی شوخی ردش كن :) 
دارم به این نتیجه میرسم كه هیچی اهمیت نداره ... شاید الان واسه توجیهِ خودمه ولی واقعا هیچی مهم نیس !!!! 
مهم نیس چجوریی، چه اخلاقی داری، چه شكلیی، چیكاره ای، بقیه چی میگن و ... 
واسه خودت باش و زندگيت
 
دکتر الهی قمشه ای"
 
به زندگي فکر کن!
 ولی برای زندگي غصه نخور.
 دیدن حقیقت است ،
 ولی درست دیدن ، فضلیت.
ادب خرجی ندارد .
ولی همه چیز را میخرد.
با شروع هر صبح فکر کن
 تازه بدنیا آمدی .
مهربان باش و دوست بدار و 
عاشق باش.
 شاید فردایی نباشد.
 شاید فردایی باشد
 اما عزیزی نباشد...
 یادمان باشد..... 
با شکستن پای دیگران
 ما بهتر راه نخواهیم رفت!
 یادمان باشد....
 با شکستن دل دیگران
 ما خوشبخت تر نمی شویم!
کاش ..............
بدانیم اگر دلیل اشک
 کسی شویم دیگر با

‍ چگونه حس نابودگری باعث تحولات مثبت در زندگي می شود؟
⚡️«نابودگر» میتواند فردی باشد كه قربانی حادثه ها و شكستها شده و خواهان بازسازی زندگي خویش است. از طرف دیگر ممكن است او كسی باشد كه راه و تجربه های نوعی دگرگونی را در زندگي اش انتخاب كند. او می تواند مانند زورو یا رابین هود انقلابی باشد و برای بهبود اوضاع و باز كردن راه برای پدیده ای نوین نظم كنونی را به هم زند.
روایتهای نابودگر اغلب با نوعی نابسامانی، اختلال، یا تخریب غیرمنتظره همراه می
دو روز مانده به پایان جهان ، تازه فهمید كه هیچ زندگي نكرده است . تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود . پریشان شد و آشفته و عصبانی ، نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد . داد زد و بد و بیراه گفت ، خدا سكوت كرد . آسمان و زمین را به هم ریخت ، خدا سكوت كرد . جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت ، خدا سكوت كرد . به پر و پای فرشته و انسان پیچید ، خدا سكوت كرد . كفر گفت و سجاده دور انداخت ، خدا سكوت كرد. دلش گرفت و گریست و به سجاده افتاد .
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها