ع نوشته زندگی بروفق مرادنبودن


دیروز باز باعث ناراحتی شوشو شدم.... نمیدونم چرااینجوری میشه ولی خیلی ناراحت شدم وبعدکه دیدم نتونستم گارشوانجام دلم یهوریخت...گفنم خدایا دیگه تحمل دوریشوندارم....میترسیدم پیام یازنگ بزنم...صبرکردم...صبح وقتی گفت قهرنیستم وزنگم زد انگار دنیارو بهم دادن...گفت نمیدونم چرا از تو انتظار دارم...برام کارات عادی شده...شرمندش شدم...چقدر بدآدم نتونه برای عزیزش کاری رو بروفق مراد انجام نده وهمش خرابکاری کنه...ببخشم
سلام دختر قشنگم
سلام پسر خوشتیپم
میدونید خوشگلای مامانی؟ زندگي پستی و بلندی های زیادی داره گاهی بروفق مراد و گاهی علیه ما
من که تجربه زیادی از زندگي مشترک ندارم فعلا ولی تاهمینجاش خیلی چیزا یاد گرفتم
خودخواهی تو زندگي مشترک خعلی بده
چیزی هم که خیلی بدتره اینه که نتونی حرفتو به شریکت بگی
مشکل اساسی منم باباباتون همینه ،وقتی از دستش ناراحتم نمیتونم توضیح بدم اگه هم توضیح بدم بد میگم و اون ناراحت میشه خیلی وقت هام ترجیح میدم نگم عوضش اخم میکن
1-نشاط وخوشدلی ،اعتمادبه نفس شماراتقویت وزندگي رادلپذیرترمی سازدوباعث میشودکه اطرافیان شماشادی بیشتری رااحساس کنند.خوشدلی به معنی خوشخیالی وفرارازمشکلات نیست،بلکه نشانه هوش وذکاوت شماست.
2-ممکن است بزرگترین اره ای که درجهان اختراع شده است،دردست شماباشدودرعین حال،درمیان انبوهی ازدرختان جنگل،سرگردان بمانیدوندانیدچه کنید.اگربدانیم که چه درختانی رابایدبریدوچرا،شرایط بروفق مراداست،وگرنه ابزاری عالی دردست داریدکه به هیچ نمی ارزد.
3-هم
1-نشاط وخوشدلی ،اعتمادبه نفس شماراتقویت وزندگي رادلپذیرترمی سازدوباعث میشودکه اطرافیان شماشادی بیشتری رااحساس کنند.خوشدلی به معنی خوشخیالی وفرارازمشکلات نیست،بلکه نشانه هوش وذکاوت شماست.
2-ممکن است بزرگترین اره ای که درجهان اختراع شده است،دردست شماباشدودرعین حال،درمیان انبوهی ازدرختان جنگل،سرگردان بمانیدوندانیدچه کنید.اگربدانیم که چه درختانی رابایدبریدوچرا،شرایط بروفق مراداست،وگرنه ابزاری عالی دردست داریدکه به هیچ نمی ارزد.
3-هم

به نام خدا
 
امروز روز تولد توست
روز میلادت
روزی که هرگز نمیره از یادم
 
 
دوسداشتم تولدت وتبریک بگم وبگم که یادمه ولی شرایط یا مصلحت یا به یادآوردن بعضی حرفا مانع  اینکارمیشه.
چقد سخته سردوراهی عقل واحساس ولو اینکه خوده عقلم گاهی اوقات احساسی میشه.
میدونم که روزگار بروفق مراد شده وهمه چیز اونطور که میخای داره پیش میره ولی خودت باز ناراضی هستی. نمیدونم اسم این پست و تخلیه احساسات بزارم یا تبریک تولد!! ولی بهرحال برات بهترینارو آرزو دارم.
29سا
 
ازین وضعیت و زندگي کوفتی خسته شدم
بالاخره دکترم برای 31 شهریور بهم وقت داد بعد از کلی دنگ و فنگ
آزمایشای بیشتری قطعا تو راهه و احنمال 90% آندوسکوپی هم باید انجام بدم
 
حالم از اینا بهم نمیخوره اصلا
حالم ازین زندگي ای که هر روز یه داستان مزخرف توش بوجود میاد بهم میخوره
امروزم فهمیدم درخواستم برای اقامت سوییس رد شده
انشالا بعد از این آزمایشا و .... دوباره برای یه کشور دیگه درخواست تنظیم میکنم
 
از همه خسته شدم ، امروز دیگه بدجوری حالم خراب شده
 
اول احساس شادمانی کنید حس کنید که همه چیز بروفق مراد است احساس خوب سلامت احساس خوب شادی احساس خوب موفق بودن احساس خوب ثروتمند بودن احساس خوب عشق...
عشق بدهید تا دنیا شما را عشق باران کند...
 
زندگي اتفاق نیست زندگي پاسخ به خواستن های ماست . تمام آنچه با حس خوب برای خود و دیگران میخواهیم برایمان اتفاق خواهد افتاد...
من عاشقم پس زنده ام و زندگي عاشقانه, پاسخ حس خوب من است...
من عاشقم پس هستم...
این یعنی زندگي ...
زندگي رسم خوشایندی است.زندگي بال و پری دارد با وسعت مرگ،پرشی دارد اندازه عشق.زندگي چیزی نیست ، که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود........زندگي "مجذور" آینه است.زندگي گل به "توان" ابدیت،زندگي "ضرب" زمین در ضربان دل ما،زندگي "هندسه" ساده و یکسان نفسهاست.... سهراب سپهری
وبلاگ ما یه ویترین تمام قد از خوده خود ماست
یعنی اون چیزی كه هستیم رو مشتق میگیریم با انتگرال شخصیتمون رو جمع میزنیم و با فرهنگمون جمع میكنیم و در نهایت ازش جذر میگیریم میشه وبلاگمون
پس باید ها و نباید های وبلاگ ما دقیقا برگرفته از ذهنیت و تفكر و شخصیت و وجنات ماست و از هیچ ائین و عرفی پیروی نمیكنه
پس بدونید كه نسبت به تك تك نوشته هاتون مسئول هستین
شاید یه نوشته از دید ما بی ارزش و در اصطلاح نوشته زرد رو زندگي یك نفر تاثیر مستقیم بذاره و مسیر ز
پدر و مادر گرامی فرزند شما همانگونه که می آموزد ،زندگي می کند پس دقت کنیم که:
اگر کودکی با انتقاد زندگي کند، می آموزد که محکوم کند.
اگر کودکی با دشمنی زندگي کند، می آموزد که ستیزه جو باشد.
اگر کودکی با ترس زندگي کند، می آموزد که همواره بترسد.
اگر کودکی با تمسخر زندگي کند، می آموزد که متزلزل باشد.
اگر کودکی با احساس ترحم زندگي کند، می آموزد
 که احساس بدبختی کند.
اگر کودکی با آگاهی به توانایی هایش زندگي کند،
می آموزد که اعتماد به نفس داشته باشد.
ا

 
معلم به بچه ها گفت: تو یه کاغذ بنویسید به نظرتون شجاع ترین آدما کیان ؟
یه نفر نوشته بود: اونا که شب میتونن تو قبرستون بخوابن
یکی دیگه نوشته بود: اونایی که از حیوونای جنگل نمیترسن
هر کی یه چیزی نوشته بود تا این که یه نوشته براش خیلی جذاب بود ، تو کاغذ نوشته شده بود شجاع ترین آدما اونان که خجالت نمیکشن و دست پدرمادرشونو میبوسن...نه سنگ قبرشونو...!!!
کاش تا وقتی زنده هسنتد قدرشون رو بدونیم!!!
جملات تصویری همراه با متن های زیبا (65) - جذاب جملات تصویری همراه با متن های زیبا (65) - جذاب جملات تصویری همراه با متن های زیبامتن های پرمعنا همراه عکسعکس نوشته های عارفانهجمـلاتی الـهام بخـش برای زنـدگیعکس نوشته های زیبا و مفهومیعکس نوشته عاشقانهجمـلات الـهام بخـش قشنگعکس نوشته های جالبجمـلاتی الـهام بخـش برای زنـدگیعکس نوشته های پر معناعکس نوشته عاشقانه جدیدعکس نوشته های زیبا و مفهومی
نمایشگاهی از کتب منتخب آذرماه همراه با معرفی اجمالی کتب تا پایان ماه دایر می باشد.
قاف: بازخوانی زندگي آخرین پیامبر از سه متن کهن فارسی نوشته یاسین حجازی، به خواب شیرین بروید نوشته جواد ترکاشوند، میرزا کوچک خان نوشته عصمت گیویان، و ترانه های نوازش نوشته مصطفی رحماندوست کتاب های منتخب آذر ماه سال جاری می باشند.
با سحر قرار داشتیم. قبل از بیرون رفتن، دیدم مسیج داده: یه ربع دیرتر بیا نهار نخوردم... وقتی هم رفتم چهارراه، زنگ زد گفت: آخرین پیامتو دیر دیدم اومدم میدون... غرزنان رفتم سمتش.به هم رسیدیم باز غر زدم.گفت: خبر داری چند وقته خیلی بداخلاقی؟ خندیدم فکر کردم شوخی میکنه. ولی جدی بود و معتقد بود که مدتیه اصلا قابل تحمل نیستم:/گفتم: شاید حق با توئه! چون تو خونه هم گاهی بهم میگن بداخلاق شدم. البته اصلا فکر نمی کردم جدی باشن!فکر کردم و فکر کردم که چرا و از کی ب
با سلام
دیروز نشست کتابخوان در کتابخانه مهتاب تشکیل شد وکتابهای شهید عشق نوشته احمد تورگوت،رد پای عشق نوشته مهدی محدثی،عقرب های کشتی بمبک نوشته فرهاد حسن زاده،رابعه نوشته فوادفاروقی معرفی شدند. وشرکت کنندگان در این نشست خلاصه ای از کتابهای فوق را ارائه دادند.
تصمیم پنجاهم:
گوشی فوایدی در زندگي داره
ولی معایب اون رو ندیده نگیر
سلب آرامش
در دسترس بودن های اعصاب خوردکن
و...
بهتره دیگه نباشه.
مثل قبل از اختراع موبایل زندگي کن
به امتحانش می ارزه هااااا
پس خداحافظ موبایل
.... وبلاگم رو مسدود نمیکنم شاید یه روزی برگشتم.
نوشته شده توسط: جواد...
بیست و هفتم/شهریور/نود و پنج
پنج ساعت زندگي در زیر سایه جنگ
در شب دهم عاشورا زیارتگاه سخی را مورد حمله قرار دادند ما در چند قدمی زیارتگاه سخی زندگي داریم٬ دسترخوان را پهن کرده بودیم که صدایی انفجار و فیر گلوله ازمحوطه سخی شنیده شد٬ دیگر نفهمیدم که هیچ نان خوردیم و یا خیر٬ این دوم بار بود که به این اندازه ترس و وحشت زده شده بودم٬ یک بار در حادثه دوم اسد در دهمزنگ و این بار در نزدیکی حادثه شب دهم عاشورا در زیارتگاه سخی.
دل را پراندن به هوای تو خوش است
جان را سپردن به نوای تو خوش است
ای دوست که از شهر دلم می گذری
این شهر دقیقا به رضای تو خوش است
................................................
کوچه های بی کسی را پشت سر بگذاشتم
من نوای بی نوایی پشت در بگذاشتم
این دل شیدای خود را بر کفت بگذاشتم
من پیام صلح دارم این سپر بگذاشتم
شاعر
آرمان سلطانی
(حضرت عشق)
سالها پیش، جعبه ی دست نوشته هایم را در کمد زیر شیروانی بعلت نفوذ رطوبت از دست داده بودم، این موضوع تا مدتی باعث ناراحتی و افسردگی من شده بود. هیچ وقت فکر نمی کردم که دیگر نتوانم مشابه موضوعات و نوشته های قبلی ام بنویسم.
نوشته ها چه خوب و چه بد هر کدام روح دارند و متعلق به لحظات و موقعیتهای مهم هر انسان هستند، وقتی نوشته ای اشک را بر گونه هایمان جاری میکند،  وقتی بی وقفه میخندیم،   وقتی بدون کنترل و عصبانی میشویم و یا وقتی عاشق میشویم،
همه و همه
زندگي با همه وسعت خویشمحفل ساكت غم خوردن نیست!حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست!اضطراب وهوس دیدن و نادیدن نیست!زندگي خوردن و خوابیدن نیست!زندگي جنبش جاری شدن است!زندگي کوشش و راهی شدن استاز تماشاگه آغازحیاتتا به جایی كه خدامی داند.زندگي چون گل سرخی استپر از خار و پر از برگ وپر از عطر لطیفیادمان باشد اگر گل چیدیمعطر و برگ و گل و خارهمه همسایه ی دیواربه دیوار همند.
با تو ای درد زندگي‌ كردم با تبِ زرد زندگي كردم
با تو ای مرگ‌ و زجر و بیماری مثلِ یك مرد زندگي كردم
با تو مانندِ آدمكْ برفی در شبِ سرد زندگي كردم
می‌گریزم‌، ولی تو در تعقیب؛ تحت‌ِ پیگرد زندگي كردم
من چه بی‌آشیان و آواره مثلِ ولگرد زندگي كردم
با من ای درد! گرچه بد كردی با تو نامرد زندگي كردم
در این نشست، کتاب‌های «قصه های خیلی قشنگ» نوشته محمود پوروهاب، توسط .علیرضا احمدی...........؛ « حکایت های کمال  شهروفرنگ» نوشته محمدمیرکیایی ، توسط  امیرپارسا مستخدمی............؛ « جواب مهمان نوازی » نوشته مجیدملااحمدی، توسط ایمان حقی« قصه های علمی» نوشته محمد شمس، توسط آریا میرآخوری« داستانهای شاهنامه پهلوانی چون سام» نوشته محمدرضایوسفی ، توسط محمد خدام.............و «آقای مهدی سلام» نوشته حمیده رضایی، توسط محمدرضا  رحمتی .................. معرفی و تجربه
نمیدونم که چرا سختی ها اینقدر سخت میشوند و به چشم می آیند...
با آنکه میتوانم به خوشی هایی اشاره کنم و شکرگزار باشم...
اما زندگي انگار همیشه آماده است تا به یک سختی عادت میکنی ... سختی های بیشتری رو بهت نشون بده ....
 
پ.ن:
اگرچه این نوشته برای دلیل دیگری نوشته شده اما در اینجا یکبار دیگر میخوام خداوند مهربون بهت بگم : شرمنده ...
در این نشست هشت تن از دانش آموزان کلاس سومی با اجرای خانم معصومه تاریخی به معرفی کتاب­های خود پرداختند. "حالا چطور سازم" نوشته مجید محبوبی، "دوستاره" نوشته مهری ماهوتی، "کلوچه های خدا" نوشته کلر ژبررت، "چادری از شکوفه" نوشته زینب سرور، "آش نذری" نوشته طاهر خردور، "دنیا را بلرزان کوتی کوتی" نوشه فرهاد حسن زاده، "بق بقوخانم" نوشته منیژه هاشمی و "بیب بیب برو کنار" نوشته مجید محبوبی کتاب­هایی بودند که در این نشست معرفی شدند. در پایان نشست به همه شرکت
*شجاع ترین آدمها کیا هستند ؟*
معلم به بچه ها گفت : " تو یه کاغذ بنویسید به نظرتون شجاع ترین آدما کیان ؟
یکی نوشته بود: غواص که بدون محافظ تواقیانوس با کوسه ها شنامیکننه یه نفر نوشته بود : اونا که شب میتونن تو قبرستون بخوابن یکی دیگه نوشته بود :اونایی که تنها چادرمیزنن تو جنگل از حیوونا نمیترسن . و...
هر کی یه چیزی نوشته بود اما این نوشته دست ودلشو لرزوند ، تو کاغذ نوشته شده بود :*" شجاع ترین آدما اونان کـه خجالت نمیکشن و دست پدرمادرشونو میبوسن...نه سن

سلام مطمنن شده ک همتون یروزایی دلتون بگیره...
 
اونروزا هرحرفی رو ک به ذهنتون بیاد مینویسین چه غلط چه درست
گاهی وقتا پشیمون میشین از نوشته هاتون و گاه اون نوشته براتون زیبا و لذت بخش میشه
 
 
من این وبلاگو ساختم تا دست نوشته هایی ک قبلا نوشتم وبعد هاخواهم نوشت رو باتاریخ اینجابنویسم وبراخودم حفظ کنم 
 فضای بی‌کران/ اخترشناسی یا نجوم، دنیای پر رمز و رازی است که به ظاهر با زندگي روزمره ما ارتباطی ندارد و فقط ذهن های کنجکاو را به خود جلب می کند.  اما زمین و هرچه در این سیاره خرد است، با کیهان عظیم اطراف آن ارتباط دارد. در حالی که جایی آرام نشسته‌اید و این نوشته را می‌خوانید، با سرعتی بیشتر از هواپیمای جت در حال گردش به دور مرکز زمین هستید.  از سوی دیگر، زمین ما را با سرعتی صد برابر تندتر از سرعت صوت، در فضا به دور خورشید می‌گرداند. اما این پ
جانستان کابلستان نوشته رضا امیر خانی روایت سفر به افغانستان و سفر نامه می باشد  فصل پنجم سکوت نوشته محمد رضا بایرامی و دشت بان نوشته احمد دهقان مجموعه رمان برای نوجوانان می باشد  کتاب امیر گلها نوشته حسین سیدی نگاهی نو به زندگي و شخصیت حضرت علی (ع) می باشد  مطالعه این کتابها برای عزیزان جوان و نوجوان توصیه می شود  با آرزوی موفقیت
 در این نشست 6 نفر از اعضای کودک و وجوان کتابخانه کتابهای خوانده شده را برای بقیه دوستانشان به اشتراک گذاشتند .
در این نشست، کتاب‌های « سرخ مثل آتش» نوشته محمد رضا یوسفی ، توسط فاطمه معینیان «  ملاقات با موجودات فضایی» نوشته کلایو گیفورد  ، توسط زهرا خدایار  « زیر سقف خوبی ها » نوشته افتخار رفیع ، توسط سحر خاکپور  « آدم  آهنی من » نوشته کلایو گیفورد ، توسط جواد فراتی« قصه شیرین کلیله و دمنه » نوشته داود لطف الله ، توسط فاطمه عاشوری و «شازده ک
ذات پاییز غمگین است
هرچقدر هم که همه چیز آرام، هرچقدرهم که همه چیز بروفق مراد،
بازهم دریکی از غروب های بارانی اش غافلگیرت میکند.
همینطور که لیوان چایی بدست کنار پنجره ایستاده ای
به آدم هایی فکر میکنی که نباید....به خاطراتی فکر میکنی که نباید...
انشااله پاییز زیبایی در پیش داشته باشی

خدایا! آدم‌های خوب سر راهمان بگذار ... .حس بسیار خوبیست هنگامی که در لحظه‌ هجوم غم یا ناامیدی یا پریشانی؛ بی هوا کسی سر راه آدم سبز بشود... کلامش؛ نگاهش؛ حتی نوشته‌اش آرامش و شادی و امید بپاشد به زندگي ات. فقط از دستِ خودِ خدا برمی‌آمده که آن آدم را، یا کلام و نگاه و نوشته‌اش را برای آن لحظه‌ خاص‌ سرِ راه زندگي ما بگذارد.شاید یکی از دعاهای روزانه ام این باشد:خدایا مارا واسطه ی خوب شدن حال دیگران قرار بده

خدایا! آدم‌های خوب سر راهمان بگذار ... .حس بسیار خوبیست هنگامی که در لحظه‌ هجوم غم یا ناامیدی یا پریشانی؛ بی هوا کسی سر راه آدم سبز بشود... کلامش؛ نگاهش؛ حتی نوشته‌اش آرامش و شادی و امید بپاشد به زندگي ات. فقط از دستِ خودِ خدا برمی‌آمده که آن آدم را، یا کلام و نگاه و نوشته‌اش را برای آن لحظه‌ خاص‌ سرِ راه زندگي ما بگذارد.شاید یکی از دعاهای روزانه ام این باشد:خدایا مارا واسطه ی خوب شدن حال دیگران قرار بده
کتاب « امیر گل ها » نوشته :حسین سیدی به همت کتابخانه عمومی قائم  روستای قباق تپه از توابع شهرستان کبودراهنگ به بوته نقد و بررسی گذاشته شد.
به گزارش روابط عمومی اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان همدان، مسئول کتابخانه عمومی قائم روستای قباق تپه  از برگزاری نقد "کتاب  امیر گل ها " نوشته حسین سیدی خبر داد.
خدابنده لو عنوان کرد:هدف این مجموعه پاسخ به این سوال است كه در روزگار امروز و برای انسان قرن بیست‌ویكم چگونه اهل بیت می‌توانند الگو باشند
ساعت :
٩.٤٥ 
مث یه خوابه، حس میكنم تو خواب دارم راه میرم 
هیچ حسی ندارم، یعنی حس میكنم تو خوابم، نمیفهممگیجمدل تنگم خیلی
 
ساعت :٢ چه گل خوشكلی بود ، همه چیز عالی ، لبخند، مهربونی..ولی باورم نمیشه زندگي من انقد باید با بقیه متفاوت باشه، حداقل میذاشتن سوار ماشین شیم بعد...دریغ از یه مباركه ...چه میشه كرد ، زندگي منه دیگه :) بازم خدا رو شكر ، میتونست بد تر از اینا بشه.راضیم به رضای تو
+ من خوشبخت میشم در آینده شك نكن
1- ریاضی 21 سوال با جواب در دفتر نوشته شود.
2- ریاضی فصل 5، 6 و 7 در منزل کار شود.
3- رونویسی از درس 13 و 14 نوشته شود.
4- اجتماعی کل کتاب مطالعه شود. پرسش می شود.
5- خوانداری و نوشتاری کل کتاب مطالعه شود.
6- املا یک صفحه به صورت لغت نوشته شود.
شاد و موفق باشید.
روزی میشود که هیچ راهی برای گفت و گو باهات ندارم و فقط دنبال فرصتی ام که بیام اینجا و...روزی میشه که واقعا از همه و همه و همه و...به تو فرار میکنم...نوشته هایم نوشته هایم نوشته هایم را باید ببینی که چقدر به بلوغ رسیدن وچقدر دوستشون دارم...:)
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها